طرح یک بحث اخلاقی در باب آفت زبان
در حین مطالعه چند حدیث که در ذیل مطالعه می فرمایید نظرم را جلب کرد گمان می کنم برای همه مفید واقع شود، برای شخصی خودم که قابل استفاده بود، شاید برای مخاطبان گرامی نیز مفید واقع گردد.
انسان ده تا قابلیت دارد که فقط به و سیله «زبان» آشکار و کنترل می شود
امام على عليه السلام:
أيُّهَا النّاسُ فِى الاِنْسانِ عَشْرَ خِصالٍ يُظْهِرُها لِسانُهُ: شاهِدٌ يُخْبِرُ عَنِالضَّميرِ وَ حاكِمٌ يَفْصِلُ بَيْنَ الْخِطابِ وَ ناطِقٌ يُرَدُّ بِهِ الْجَوابُ وَ شافِعٌ يُدْرَكُ بِهِالْحاجَةُ وَ واصِفٌ يُعْرَفُ بِهِ الاَشْياءُ وَ أَميرٌ يَأْمُرُ بِالْحَسَنِ وَ واعِظٌ يَنْهى عَنِ الْقَبيحِوَ مُعِزٌّ تُسَكَّنُ بِهِ الاَحْزانُ وَحاضِرٌ تُجْلى بِهِ الضَّغائِنُ وَ مونِقٌ تَلْتَذُّ بِهِ الاَسْماعُ. کافی ج ٨، ح ۴، ص٢٠.
اى مردم! انسان ده خصلت دارد كه زبان او آنها را آشكار مى سازد:
١. زبان، گواهى است كه از درون خبر مى دهد.
٢.داورى است، كه به دعواها خاتمه مى دهد.
٣.گويايى است كه به وسيله آن به پرسش ها پاسخ داده مى شود.
۴. واسطه اى است كه با آن حاجت برآورده مى شود.
۵. وصف كننده اى است كه با آن اشياء شناخته مى شود.
۶. فرماندهى است كه به نيكى فرمان مى دهد.
٧. پند دهنده اى است كه از زشتى باز مى دارد.
٨.تسليت دهنده اى است كه غم ها با آن آرامش مى يابد.
٩.حاضرى است كه با آن كينه ها برطرف مى شود
١٠. دلربايى است كه گوش ها با آن از لذّت برخوردار مى شوند.
در این روایت به خوبیها و زیبای های زبان اشاره شده. روایات زیادی در مذمت زبان وارد شده از باب نمونه به چند روایت اشاره می شود:
هر دو روایت از امام صادق«ع» نقل شده است. در روایت اوّل فرمودهاند: «إِنَّ أَبْغَضَ خَلْقِ اللَّهِ عَبْدٌ اتَّقَى النَّاسُ لِسَانَه»یعنی مبغوضترینِ افراد، آن کسی است که مردم از زبان او بترسند. این روایت دامنه اش گسترده است، انسان که زبان او، واهمه و هراس و ترس در دل مردم بیاندازد، تنها آفت زبان او گناها نش را هر روز متراکم و انباشته می کند. بدلیل اینکه جلب رضایت عامه مردم که از شر زبان او آسیب دیده، تحقیر شده و دلش شکسته کار دشوار و سختی است.
روایت دوم: «مَنْ خَافَ النَّاسُ لِسَانَهُ فَهُوَ فِی النَّارِ» یعنی هر که مردم از زبان او بترسند، در آتش است.
انصافاً هر دو روایت محتوایش تکاندهنده است.
زبان انسان، آفات زیادی دارد. یکی از بزرگان علما، کتابی عربی به نام «مقبس الیاقوت فی فضل السکوت» نوشتهاند و در آن بیش از دویست آفت برای زبان ذکر کردهاند که از آیات و روایات استخراج شده است. معلوم است که اگر زبان دویست آفت دارد، دویست امتیاز هم دارد.
این نظیر همان حکایت لقمان حکیم است که از او خواستند بهترین عضو گوسفند را بیاورد، زبان گوسفند را آورد. روز دیگر گفتند: بدترین عضو گوسفند را بیاور، باز هم زبان گوسفند را آورد. وقتی دلیل این كار را پرسیدند، لقمان گفت: اگر زبان سخن حق بگوید، بهترین عضو بدن است، وگرنه بدترین عضو خواهد بود. به عبارت دیگر، این زبان است که انسان را بهشتی میکند، و زبان است که آدم را جهنّمی میکند. بنابراین کنترل آن خیلی لازم است، در حالی که خیلی لازم است، بسیار مشکل است.
مواظبت از زبان مشکل است، مگر اینکه خداوند متعال عنایت کند و انسان به فضل و عنایت خدا بتواند زبانش را کنترل کند که به جز فضیلت و سخن نیکو و پسندیده وسنجیده، کلامی از آن سر نزند.
یکی از راههای کنترل زبان، عمل به قانون مراقبه و محاسبۀ کارکرد زبان در هر شبانه روز است.
شخصی آمد خدمت پیامبر اکرم«ص» گفت: یا رسول الله! یک نصیحت به من بکنید. حضرت فرمودند: مواظب زبانت باش.
گفت: سفارش دیگری بفرمایید. دو دفعه پیامبر اکرم تأکید فرمودند: زبانت را نگهدار.
برای مرتبۀ سوّم گفت: مرا نصیحت کنید. باز هم پیامبر«ص» تأکید کردند: از زبانت مراقبت کن. شاید او تعجب کرده باشد، در روایت معلوم نیست ولی ظاهراً تعجب کرده است. سپس پیامبراکرم«ص» فرمودهاند: «وَیْحَكَ وَ هَلْ یَكُبُّ النَّاسَ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِی النَّارِ إِلَّا حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ» وای بر تو! آیا مردم را چیزی جز محصول زبانشان با صورت در آتش جهنّم میاندازد؟!
یکی از علمای بزرگ را خواب را دیدند، دیدند وضعش در آن عالم بد است گفتند: چرا؟ گفت که الحمدلله از نظر جا و مکان و مونس و باغ «وَ جَنَّاتٌ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ»دارم و خیلی عالی است، امّا صبح به صبح یک عقرب میآید یک نیش به پای من میزند و میرود. من باید بسوزم و بسازم تا دو دفعه سروکلهاش پیدا بشود. گفتند برای چه؟ گفت که یک زخم زبان به یک نفر زدم. باید توبه میکردم، باید پشیمان میشدم، باید این عقرب را میکشتم، نکشتم و این عقرب شد و باید برویم به قیامت تا به واسطۀ شفاعت کشته شود.
برچسب:
نویسنده: علی دادخواه