كمكهاى مردمى در فرهنگ اسلام از اهمّيّت بسيار بالائى برخوردار است.
نه تنها كمك به نيازمندان، بلكه هرگونه كمك به كارهاى خير و فعّاليّت هاى مثبت اجتماعى اعم از ساختن مدرسه، درمانگاه، جادّه، مراكز فرهنگى، مساجد و کمک به بیماران بویژه در این شرایط کرونایی که کل جهان را درگیر کرده و ... به عنوان «انفاق في سبيل اللَّه» در اين مفهوم درج است، همه از بهترين اعمال محسوب مىشود، و سرچشمه انواع بركات و آثار معنوى و مادّى در دنيا و آخرت است.كافى است كه به آيه و روايات زير كه نمونهاى از بسيار است توجّه كنيد:
1. درقرآن كريم آمده است: لَنْ تَنَالُواْ ا لْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ[1] هرگز به حقيقت نيكوكارى نمىرسيد مگر اين كه از آنچه دوست داريد در راه خدا انفاق كنيد.
2. پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:
مِنْ افْضَلِ الأَعْمِالِ ابرادُ الاكَبْادِ الحارَّةِ وَاشْباعُ البُطُونِ الجائِعَة فَوَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ مَا آمَنَ بِي عَبْدٌ يَبِيتُ شَبْعانَ وَاخُوهُ أَوْ جَارُهُ المُسلْمِ يَبِيتُ جائِعاً[2]از بهترين اعمال، خنك كردن جگرهاى سوزان (سيراب كردن تشنگان) و سير كردن شكمهاى گرسنه است. سوگند به كسى كه جان محمّد در دست قدرت اوست، كسى كه سير بخوابد و همسايه يا برادر مسلمانش گرسنه باشد به من ايمان نياورده است!
3. از همان حضرت صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود: خَيْرُ النَّاسِ أَنْفَعُهُمْ لِلنَّاسِ[3]بهترين مردم كسى است كه از همه به حال مردم مفيدتر باشد.
4. اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد: سُوسُوا ايمانَكُم بِالصَّدَقَةِ وَحَصِّنوا امْوالَكُم بِالزَّكاةِ وَادْفَعُواامْواجَ البَلاءِ بِالدُّعاءِ[4]
ايمانتان را با صدقه حفظ كنيد و اموالتان را با زكاه نگهداريد و امواج بلا را با دعا از خود دور كنيد.
5.همان بزرگوار در يكى ديگر از كلمات قصارش مىفرمايد:الَصَّدَقَةُ دَواءٌ مُنْجِحٌ[5]صدقه داروى شفابخشى است!
اسلام اين كمكها را به اشكال مختلف توصيه كرده است؛ هديه، صدقه، صله رحم، اطعام، وليمه، وقف، وصيّت به ثلث، زكات واجب و مستحب و غير اينها. اين فرهنگ پر بار اسلامى سبب شده است كه در جوامع اسلامى كمكهاى مردمى به صورت گستردهاى انجام گيرد، و بسيارى از نيازمندان زيرپوشش اين كمكها قرار گيرند؛ گاه به نام «جشن نيكوكارى» گاه «هفته اكرام» گاه تحت عنوان «اعياد مذهبى» و «ايّام سوگوارى» گاه به «عنوان افطارى»، «ستاد رسيدگى به امور ديه و كمك به زندانيان نيازمند»، «كمك به ازدواج جوانان» و عناوين ديگر.
اضافه بر اين، هزاران مدرسه و درمانگاه و بيمارستان و مسجد و كتابخانه و خانههاى ارزان قيمت نيز با همين انگيزه ساخته شده است.
به يقين، هرگاه اين روحيّه حفظ و بالنده و گسترده شود، محروميّتزدايى از جامعه امكان پذير خواهد بود و جامعه ما مجموعهاى مىشود از بهترين انسانها و سرشارترين عاطفهها. مسأله مهم اين جاست كه كمكهاى مردمى تنها وسيله فقرزدائى يا مبارزه با فاصله طبقاتى نيست، بلكه وسيله بسيار مؤثّرى براى پرورش و ارتقاء روحى و تربيت شخص كمك كننده است؛ كسى كه قسمتى از بهترين اموال خودرا جدا مىكند و براى كمك به شخص آبرومندى اختصاص مىدهد يا يك مركز خيريّه اجتماعى مىسازد، قبل از هر چيز روح خودرا پاك و قلب خودرا صفا مىبخشد.
قرآن مجيد تعبير جالبى دارد، به پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله دستور مىدهد و مىگويد: خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهّرُهُمْ وَتُزَكّيهِمْ بِهَا.[6] از اموال آنها صدقهاى بگير كه به وسيله آن آنها را پاك و پاكيزه كنى و آنها را رشد و نمو دهى. آرى، كمكهاى مردمى روح انسان را مىروياند، رشد و نمو مىدهد، و از بخل و حسد و دنياپرستى و حرص و آز و انحصارطلبى و خودخواهى پاك مىكند و او را روز به روز به خدا نزديكتر مىسازد. بعلاوه، اموال او بركت پيدا مىكند و درهاى روزى به روى او گشوده مىشود، تا آن جا كه اميرمؤمنان على عليه السلام مىفرمايد: إذا مُلِقْتُم فَتاجِرُوا اللَّهَ بِالصَّدقَةِ[7] هنگامى كه زندگى بر شما تنگ شد و آثار فقر نمايان گشت از طريق صدقه دادن با خدا معامله كنيد و زندگى خودرا رونق بخشيد.
در اين راستا يكى از بانوان فاضله، خواهر «ج- فرازمند» آيات انفاق را در قرآن مجيد كه بسيار پر بار و پر معنى است به طرز جالبى گردآورى و تنظيم و تبويب كردهاند، آياتى كه هم از اهمّيّت انفاق سخن مىگويد، و هم از آداب و شرايط كمال و موانع قبولى آن، و هم اولويّتهاى موارد انفاق.
در تفسير آيات از «تفسير نمونه» كمك فراوان گرفته، سپس چندين حديث از احاديث ناب در هر باب آن افزوده، و مجموعهاى شيرين و آموزنده فراهم كرده است.
اميدواريم نفع آن عام و وسيلهاى براى اقبال هر چه بيشتر مردم به اين مسأله مهمّ اجتماعى كه از اصول تعليمات اسلام است، گردد.
گروه معارف به سهم خود از اين خدمت علمى و دينى تشكّر مىكند و اميدوار است اين كتاب روزى يك كتاب درسى براى قشرهاى مردم گردد.
اهمّيّت انفاق در اسلام
1. انفاق دانهاى است پر بار! قرآن مجيد در يك تعبير بسيار جالب مىفرمايد: مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَا لَهُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِى كُلّ سُنبُلَةٍ مّاْ ئَةُ حَبَّةٍ وَاللَّهُ يُضعِفُ لِمَن يَشَآءُ وَاللَّهُ وَا سِعٌ عَلِيمٌ كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مىكنند همانند بذرى هستند كه هفت خوشه بروياند كه در هر خوشه يكصد دانه باشد! و خداوند آن را براى هر كس بخواهد (و شايستگى داشته باشد) دو يا چند برابر مىكند و خدا (از نظر قدرت و رحمت) وسيع و (به همه چيز) داناست.
«سوره بقره، آيه 261»
توضيح
انفاق و حلّ مشكلات اجتماعى از مشكلات بزرگ اجتماعى كه همواره انسان گرفتار آن بوده و هماكنون با تمام پيشرفتهاى صنعتى و مادّى كه نصيب او شده نيز با آن دست به گريبان است «مشكل فاصله طبقاتى» است؛ فقر و بيچارگى و تهيدستى در يكطرف و تراكم ثروت در طرف ديگر. عدّهاى آن قدر ثروت دارند كه حساب اموالشان را نمىتوانند بكنند، وعدّه ديگرى از فقر و تهيدستى رنج مىبرند، به طورى كه تهيّه لوازم ضرورى زندگى از قبيل غذا و مسكن و لباس ساده براى آنان خيلى مشكل است.
بديهى است جامعهاى كه پايههاى آن، قسمتى بر غنا و ثروت و بخش مهمّ ديگر آن بر فقر و گرسنگى بنا شود قابل دوام نيست و هرگز به سعادت و آرامش نخواهد رسيد.
در چنين جامعهاى دلهره و اضطراب و نگرانى و بدبينى، و از همه مهمتر، دشمنى و عداوت اجتنابناپذير خواهد بود.گرچه در گذشته اين اختلاف در بين جوامع انسانى وجود داشت، ولى در زمان ما اين فاصله طبقاتى به مراتب بيشتر و خطرناكتر شده است.زيرا از يك سو درهاى كمكهاى انسانى، و تعاون به معنى حقيقى، به روى مردم بسته شده، و درهاى رباخوارى كه يكى از موجبات بزرگ فاصله طبقاتى است با شكلهاى مختلف باز است.
پيدايش كمونيسم و مانند آن، و خونريزىها و جنگهاى كوچك و بزرگ و وحشتناك كه در قرن اخير اتفاق افتاد و هنوز هم در گوشه و كنار جهان ادامه دارد عكسالعمل همين محروميّت اكثريّت جوامع انسانى است، با اين كه دانشمندان به فكر چاره و حلّ اين مشكل بزرگ اجتماعى بودهاند و هر كدام راهى را انتخاب كردهاند- كمونيسم از راه الغاى مالكيّت فردى، و سرمايهدارى از راه گرفتن مالياتهاى سنگين و تشكيل مؤسسات عامالمنفعه (كه به تشريفات بيشتر شبيه است تا به حلّ مشكل نيازمندان) به گمان خود به مبارزه با آن برخاستهاند- ولى حقيقت اين است كه هيچ كدام نتوانستهاند گام مؤثّرى در اين راه بردارند، زيرا حلّ اين مشكل با روح مادّيگرى كه بر جهان حكومت مىكند ممكن نيست؛ كمك بلا عوض در تفكر مادّى جايى ندارد!
با دقّت در آيات قرآن مجيد آشكار مىشود كه يكى از اهداف مهمّ اسلام اين است كه اين اختلافات غير عادلانهاى كه در اثر بيعدالتيهاى اجتماعى در ميان طبقات غنى و ضعيف پيدا مىشود از بين برود و سطح زندگى كسانى كه نمىتوانند نيازمنديهاى زندگيشان را بدون كمك ديگران رفع كنند بالا بيايد، و حدّاقل لوازم زندگى را داشته باشند.
اسلام براى رسيدن به اين هدف برنامه وسيعى در نظر گرفته است: تحريم رباخوارى بطور مطلق، و وجوب پرداخت مالياتهاى اسلامى از قبيل زكات و خمس و مانند آنها، تشويق به انفاق، وقف، و قرض الحسنه و كمكهاى مختلف مالى قسمتى از اين برنامه را تشكيل مىدهد، و از همه مهمتر زنده كردن روح ايمان و برادرى و مساوات است.
يك مثال زيبا
مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَا لَهُمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ ... بعضى از مفسّران گفتهاند منظور از انفاق در اين آيه انفاق در جهاد است، چرا كه در چند آيه قبل سخنى از جهاد به ميان آمده است؛ ولى واضح است كه اين مناسبت موجب تخصيص نمىشود؛ زيرا «سبيلاللَّه» كه به طور مطلق ذكر شده شامل هر مصرف نيكى مىگردد؛ به علاوه، به گواهى آيات بعد از آن بحث ديگرى غير از بحث جهاد مطرح است زيرا بحث «انفاق» را به طور مستقل دنبال مىكند و در روايات هم طبق نقل تفسير مجمع البيان به عموميّت معنى آيه اشاره شده است.
به هر حال، در اين آيه كسانى كه در راه خدا انفاق مىكنند به دانه پر بركتى كه در زمين مستعدّى افشانده شود تشبيه شدهاند، در حالى كه اين اشخاص نبايد به دانه تشبيه شوند بلكه انفاق آنها بايد تشبيه به دانه شود، و يا خود آنها را به كشاورزى كه دانه مىافشاند تشبيه كنند، و لذا مفسران گفتهاند آيه داراى كلمه محذوفى است (يا كلمه «صدقات» قبل از «الذين» يا كلمه «باذر» قبل از «حبّه» در تقدير است).
ولى هيچ گونه دليلى بر حذف و تقدير در آيه نيست بلكه در اين تشبيه سرّى نهفته است، و تشبيه افراد انفاقكننده به دانههاى پر بركت تشبيه جالب و عميقى است.
قرآن مىخواهد بگويد عمل هر انسانى پرتوى از وجود او است، و هر قدر عمل توسعه پيدا كند وجود آن انسان در حقيقت توسعه يافته است.
وبه عبارت روشنتر، قرآن عمل انسان را از وجود او جدا نمىداند و هر دو را اشكال مختلفى از يك حقيقت معرفى مىكند؛ بنابراين، بدون هيچگونه حذف و تقدير آيه قابل تفسير است و اشاره به يك حقيقت عقلى است؛ يعنى، اين گونه افراد نيكوكار همچون بذرهاى پر ثمرى هستند كه به هر طرف ريشه و شاخه مىگسترانند و همه جا را زير بال و پر خود مىگيرند.
قرآن در جمله «انبتت سبع سنابل» اين دانه پربركت را چنين توصيف مىكند: هفت خوشه از آن مىرويد كه در هر خوشه يكصد دانه است و به اين ترتيب (هفتصد برابر) از اصل خود پيشى مىگيرد. آيا اين يك تشبيه فرضى است، و چنان دانهاى كه از آن هفتصد دانه برخيزد وجود خارجى ندارد؟ و يا منظور دانههايى همچون دانههاى (ارزن) است كه اين تعداد در آنها ديده مىشود (چون در دانه گندم و مانند آن مىگويند ديده نشده) ولى جالب توجّه اين كه چند سال قبل كه سال پربارانى بود در مطبوعات اين خبر انتشار يافت كه در نواحى يكى از شهرستانهاى جنوب در پارهاى از مزارع بوتههاى گندمى بسيار بلند و پرخوشه ديده شده كه در يك بوته در حدود چهارهزار دانه گندم وجود داشت! و اين خود مىرساند كه تشبيه قرآن يك تشبيه كاملًا واقعى است.
سپس مىگويد: «وَاللَّهُ يُضعِفُ لِمَن يَشَآءُ وَاللَّهُ وَا سِعٌ عَلِيمٌ؛ خدا آن را براى هر كس بخواهد مضاعف مىكند.»
كلمه «يضاعف» در اصل از ماده «ضعف» (بر وزن شعر) به معنى دو برابر يا چند برابر است.
بنابراين، مفهوم جمله چنين است: خداوند براى هر كس بخواهد اين بركت را دو يا چند برابر مىگرداند.
با توجّه به آنچه در بالا اشاره شد دانههايى يافت مىشود كه چند برابر «هفتصد دانه» محصول مىدهد و بنابراين تشبيه مزبور يك تشبيه حقيقى است.
در جمله آخر آيه اشاره به وسعت قدرت پروردگار و آگاهى او از همه چيز شده تا انفاق كنندگان بدانند او هم از عمل و نيّات آنها آگاه است و هم قادر است همهگونه بركت به آنها بدهد.
2. نماز و انفاق در كنار هم
در آيه 3 سوره بقره مىخوانيم: الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَيُقِيمُونَ الصَّلوةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ (پرهيزكاران) آنها هستند كه به غيب (آنچه از حس پوشيده و پنهان است) ايمان مىآورند، و نماز را بر پا مىدارند و از تمام نعمتها و مواهبى كه به آنها روزى دادهايم انفاق مىكنند.
آرى، مؤمنان علاوه بر ايمان و ارتباط با پروردگار از طريق نماز، رابطه نزديك و مستمرى با خلق خدا نيز دارند؛ و به همين دليل، سومين ويژگى آنها را در آيه بالا چنين بيان مىكند: «و از تمام مواهبى كه به آنها روزى دادهايم انفاق مىكنند (وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ).»
قابل توجّه اينكه، قرآن نمىگويد: من اموالهم يُنْفِقُون (از اموالشان انفاق مىكنند) بلكه مىگويد «ممّا رزقناهم» (از آنچه به آنها روزى داديم) و به
اين ترتيب مسأله «انفاق» را آنچنان تعميم مىدهد كه تمام مواهب مادّى و معنوى را در بر مىگيرد.
بنابراين، مردم پرهيزگار آنها هستند كه نه تنها از اموال خود، بلكه از علم و عقل و دانش و نيروهاى جسمانى و مقام و موقعيّت اجتماعى خود، و خلاصه از تمام سرمايههاى خويش به آنها كه نياز دارند مىبخشند، بىآنكه انتظار پاداشى داشته باشند.
نكته ديگر اينكه: انفاق يك قانون عمومى در جهان آفرينش و مخصوصاً در سازمان بدن هر موجود زنده است؛ قلب انسان تنها براى خود كار نمىكند بلكه از آنچه دارد به تمام سلولها انفاق مىكند، مغز و ريه و ساير دستگاههاى بدن انسان همه از نتيجه كار خود دائماً انفاق مىكنند و اصولًا زندگى دسته جمعى بدون انفاق مفهومى ندارد.
ارتباط با انسانها در حقيقت نتيجه ارتباط و پيوند با خدا است، انسانى كه به خدا پيوسته و به حكم جمله «ممّا رزقناهم» همه روزيها و مواهب را از خدا مىداند (نه از ناحيه خودش)، عطاى خداوند بزرگى مىداند كه چند روزى اين امانت را نزد او گذاشته، نه تنها از انفاق و بخشش در راه او ناراحت نمىشود، بلكه خوشحال است؛ چرا كه مال خدا را به بندگان او داده، اما نتايج و بركات مادّى و معنوىاش را براى خود خريده است. اين طرز تفكّر روح انسان را از بخل و حسد پاك مىكند، و جهان (تنازع بقا) را به (دنياى تعاون) تبديل مىسازد؛ دنيايى كه هر كس در آن خودرا مديون مىداند كه از مواهبى كه دارد در اختيار همه نيازمندان بگذارد، همچون آفتاب نور افشانى كند بى آنكه انتظار پاداشى داشته باشد.
جالب اينكه، در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم كه در تفسير جمله «ممّا رزقناهم ينفقون» فرمود: «انّ معناه وممّا علّمناهم يبثّون» مفهوم آن اين است از علوم و دانشهايى كه به آنها تعليم دادهايم نشر مىدهند و به نيازمندان مىآموزند.
بديهى است مفهوم اين سخن آن نيست كه انفاق مخصوص به علم است، بلكه چون غالباً نظرها در مسأله انفاق متوجّه انفاق مالى مىشود، امام با ذكر اين نوع انفاق معنوى مىخواهد گستردگى مفهوم انفاق را روشن سازد.
ضمناً از اينجا بخوبى روشن مىشود كه انفاق در آيه مورد بحث خصوص زكات واجب، يا اعم از زكات واجب و مستحب نيست، بلكه معنى وسيعى دارد كه هرگونه كمك بلا عوضى را در برمىگيرد.
[1]. سوره آل عمران، آيه 92.
[2]. بحارالانوار، جلد 71، صفحه 369.
[3]. نهجالفصاحه.
[4]. نهج البلاغه، كلمات قصار، 146.
[5]. نهج البلاغه، كلمات قصار، 7.
[6]. توبه: 103.
[7] . نهج البلاغه، كلمات قصار، 258.
اهمّيّت انفاق در اسلام
«سوره بقره، آيه 261»
توضيح
يك مثال زيبا
2. نماز و انفاق در كنار هم
[1]. سوره آل عمران، آيه 92.
[3]. نهجالفصاحه.
[6]. توبه: 103.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به انفاق در این گزارش ارائه شده است.
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره آنها در متن مقاله بررسی شده است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با درخشانترين اخلاق انسانى بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: علی دادخواه